|
آقايون حق ورود ندارن... زن خانه دار يک زن است: زن خانه دار کارخانه را انجام مي دهد، در ساختار اجتماعي جوامع صنعتي، اين دو حُکم ، تناقض پُر اهميت و جالبي را عرضه مي کنند. ترکيب "زن" و "خانه" در يک جمله ارتباطي را ميان زنانگي، ازدواج، و مکان سکونت خانواده به وجود مي آورد. نقش زن خانه دار نقشي خانوادگي است: نقشي مونث. اما در عين حال نقشي کاروزانه هم هست . زن خانه دار «زني است جدا از خدمتکار خانمه، کسي که مسئول اکثر وظايف خانه است (يا برکارهاي خانگي خدمتکار نظارت مي کند»).2 يک زن خانه دار زني است که «مسائل مربوط به امور خانه اش را سرپرستي و هدايت مي کند؛ بانوي خانواده؛ همسر صاحب خانه».يک مرد نمي تواند زن خانه دار باشد. مردي که بگويد زن خانه دار است، حرفي عجيب و غيرمعمول گفته است. ممکن است در واقعيت حرفش درست باشد: ممکن است حقيقتا کارخانه بکند و مسئوليت کارهاي خانه را برعهده داشته باشد. ليکن بيان آن آهنگي تمسخر آميز و يا حتي گونه اي انحراف را القاء مي کند. اين امر برخلاف اصول رفتارهاي فرهنگي و اجتماعي ماست. اجراي نقش زن در مقام زن خانه دار يک حادثه اتفاقي نيست. البته مي توان زن خانه دار بود ولي شوهر نداشت، ليکن اکثريت زنان خانه دار زنان شوهردار هستند، وارجاع نقش زن خانه دار به زنان درازدواج ساختاري اجتماعي دارد. ازدواج به سادگي يک رابطه فردي نيست: بلکه «بنيادي است مبتني بر اتحاد افرادي در نقش زن و شوهر که از جانب اجتماع پذيرفته شده است.» يک يک فرد ذکور، يک مرد، بنا بر تعاريف زيست شناختي قانونا نمي تواند نقش اجتماعي همسر- زن خانه دار را برعهده بگيرد، و يک فرد اناث ، يک زن، طبق هان تعاريف بر قانون قادر نيست نقش شوهر را اجرا کند: در روند اختصاص دادن نقش خانه داري به زن در ازدواج، خانه داري از نظر اقتصادي حرفه اي وابسته است. همانگونه که رئيس ديوان حقوقي کشور بدون هرگونه تعارف و با تبختر اعلام مي کند که، زنانِ شوهردار «که در گير انجام وظائف خانه بدون دريافت مزد هستند، ازنظر قانون شامل بازنشستگي نمي شوند بلکه، مشمول ماده « آناني که از نظر اقتصادي غير فعال هستند» مي شوند « نقش زنِ خانه دار حرفه بسيار محترمي است، ليکن مسئوليت معمولي رسيدگي به امور رفاهي او از وظائف شوهرش محسوب مي شود.>> در اين جا زني خفته که هميشه خسته بود او ساکن خانه اي بود که مستخدم نمي گرفتند آخرين کلام او در روي کره زمين اين بود: دوستان عزيزم، من به مکاني مي روم که از پختن، شستن و دوختن خبري نيست. و همه چيز درآنجا درست همان است که آرزويش را داشتم زيرا جايي که غذا نمي خورند از ظرفشويي خبري نيست. من جايي هستم که سرودهاي بلندي مترنم است ولي صدا ندارد، من نيز صدا ندارم بر مرگ من نه اکنون و نه هرگز نگرييد، من ديگر هيچ گاه، هرگز کار نخواهم کرد... يك زن خسته خانه دار...شاعر:گمنام. مطالعه اي در زمينه کارِ خانه لاجرم مطالعه اي است در موقعيت زنان. وضعيت فعلي زنان به عنوان زن خانه دار چگونه پديد آمده؟ آيا خانه داري هميشه نقش زنان بوده؟ زنان خانه دار نه در ساختار خانوادگي و نه در سازمان جامعه انساني هميشگي نبوده اند. جوامع و روش هاي خانوادگي متفاوتند: انسان ها نه محيط نوع - خاص و نه شکل رفتاري نوع - خاصي دارند: «اين يک نکته پيش پا افتاده در علم انسان شناسي است که روش هاي "شدن" يا "بودن" انسان ها به تنوع فرهنگ آنان است». افراد ديگر در فرهنگ هاي متفاوت احتمالا در خانواده زندگي مي کنند، ولي لزوما زنان خانه دار ندارند
تهيه شده توسط
rebka
در تاريخ
دوشنبه ۳ فروردين ۸۸ ساعت ۰۴:۳۴ |
نظرات (0)
|